X
تبلیغات
رایتل

اشعار در  وصف کوروش: 

تو را این دل سراییست خالصانه………………تویی شاه جهانم عاشقانه
تو با اسب سیاه خود فکندی……………………….تمام خاک دنیا فاتحانه 

بود تنها یگان دستی به شمشیر………..که گیرد دست دشمن را نشانه
چه گویم از سپاه و ارتش تو………………….که شد تا قلب یونان آن روانه
اگر مانده کنون این نام ایران……………….ببوسد دست شاهش عاجزانه
منم سرباز تو شاه جهانم……………………….به کردارت به پندارت یگانه
همی گفتار تو گفتار نیک است………………تو دادی درس عدل و عادلانه 

قسم خوردم به نامت آریایی…………………..تویی حافظ خاکت هر زمانه 

زنم فریاد و گویم نام کوروش………………………. بود تنها سوار جاودانه 

  

**********************************

 هرگز نخواب کوروش!

 دارا جهان ندارد                 سارا  زبان ندارد

رستم در این هیاهو             گرز گران ندارد

روز وداع خورشید             زاینده رود خشکید  

زیرا دل سپاهان                نقش جهان ندارد   

بر نام پارس دریا               نامی دگر نهادند      

گوییکه آرش ما                تیرو کمان ندارد             

 دریای مازنی ها              بر کام دیگران شد

دارا کجای کاری؟            دزدان سرزمینت

بر بیستون نوشتند          اینجا خدا ندارد ! !

هرگز نخواب کوروش!     

بی نام تو وطن نیز        نام ونشان ندارد . . .   

************************** 

آرام بخواب کوروش!
دشمنان فرزند نمایت، تشنگی خاک به معرفت را در آب غرق خواهند کرد، آوازه ات اگر چه بلند و فرامین ات اگر چه جهانی
اندیشه هایت اگر چه انسانی اما خصم بداندیشان حتی به سهم ناچیز تو از دنیای خاکی هم رحم نمی کند.
آرام بخواب کوروش!
اگر دو هزار و پانصد سال آسمان آبی به تماشای مقبره ات می بالید،از این پس آبی آب، تو را در آغوش خواهد کشید.
آرام بخواب کوروش!
اگر روزی دختران و زنانت را با حقارت و اسارت در بیابانهای خشک و سوزان به نمایش میگذاشتند، امروز نیز آن تاریخ در بیابانهای زرق و برق گرفته تکرار میشود.
آرام بخواب کوروش!
اگر روزی بیگانگان ، خاکت را به توبره میکشیدند امروز سفیران غم و نکبت خود این کار را میکنند . . . ! چه سر گذشت غم انگیزیست کوروش، فرزندان بی انصافت مهربانی تو را کجا جا گذاشته اند؟ گویا فراموش کردن ندای جهانی صلح تو
برای فرزندانت آسانتر از گردن نهادن به خشم تمدن سوزان بوده است، چگونه در خرابه های تو و در بقایای کتیبه های نابود شده ات،
بر دشمنان زبون نماز گزارم . . .   

************************** 

 

گردی  از  راهی  نمی  خیزد  سواران  را  چه  شد        مرده اند  از  بیم  یاران  نامداران را چه شد
از    هجوم    تازیان    شوم    قلب    من    گرفت      شیرمردان دیارم بابکانم خسروانم را چه شد
دور   تا   دورم    همه    اعراب   خیمه   می  زنند      دوستان  ما  کجا  رفتند  یاران  را  چه  شد
هر   کجا   سوز   جگرها   هست   و   تاراج   مکان      روح  ایرانی   و   بوی  آریایی  را   چه   شد
زیر   ظلم   لشکر   اعراب    پشت   من    شکست   کاوه لشکر شکن کو  شهسواران را  چه  شد
جزصدای گنگ وبی مفهوم چیزی نمی آید به گوش      آریاییها  کجا  رفتند  فارسبانان  را  چه شد
لشکر    اعراب    به   قلب   سرزمین    ما   رسید       رستم  و  گودرز  کو اسفندیاران را  چه شد 

 

************************** 

از دل ویرانهای تخت جمشید
از میان یادهای فرٌ جمشید
از دل خاک گوهربار نیاکان
امپراطوری بی‌همتای ایران
یک صدایی خسته اما پر وقاربانگ می‌آرد  

منم کوروش .. شه و شاهنشه ایران

 درودم بر تو ای کوروش
تو ای دادار هر چه داد
تو ای کوبندۀ بیداد
تو ای فریاد آبادی
تو ای آغاز آزادی
تو ای خورشید بی‌پایان
الا شاهنشه ایران....
درود قوم موسی راز قلب کشور داوود پذیرا باش
شهنشاها....:
گر چه فرزندان ایران حرمت و یاد تو را گم کرده‌اند اینک
گرچه در جای عزیز مهر یزدان
کیش بیگانه به منزل کرده‌اند اینک
گر چه نیک گفتار و نیک پندار و نیک کردار یزدان را
فراموش کرده‌اند اینک
بدان کورش شه ایران که قوم و ملت موسی
سر تعظیم به در گاهت فرومی‌آورد امروز
به پاس نام آزادی که بر نامت نگین گشته
به یاد مهر انسانی که در جانت اجین گشته
به پاس دولت بخشنده وجدان
به پاس مهر شاهنشاهی ایران
شهنشاها...:  

جلال و حرمت روح و روانت رابه قلب و دیدۀ
آکنده خواهیم کرد.